بانو آزیتا رفعت، عضو هیئت رهبری حزب حق و عدالت در گفتگوی ویژه با «بامداد»، دیدگاههای این حزب را در مورد بایدها و نبایدهای نظام سیاسی کشور بیان کرده است. از دید خانم رفعت، مشکل اصلی نظام سیاسی افغانستان، ناشی از ضعف مدیریت و رهبری نظام است، نه نوع نظام.
گروههای اپوزسیون حکومت به این باور اند که مشکلات کنونی کشور، ناشی از نظام ریاستی است. حزب حق و عدالت در این مورد چه نظر دارد؟
از دیدگاه حزب حق و عدالت، ساختار نظام، کدام مشکلی ندارد. بحران عمدهای که امروز در افغانستان وجود دارد، در نحوهی ادارهی نظام میباشد. متاسفانه مجریان و کسانی که امروز نظام را اداره میکنند، از توانایی و ظرفیت کافی برای اداره این نظام برخوردار نمیباشند. همین ضعف مدیریتی افراد تعیین شده در نظام، باعث شده است که نظام دچار مشکل شود. ورنه در اکثر کشورهای دیگر، ما نمونههای موفقی از هر دو مدل نظام پارلمانی و ریاستی را داشته ایم. ولی مشکل عمدهی نظام سیاسی افغانستان، ضعف مدیریتی است.
بیایید بررسی کنید که در ده سال گذشته چقدر افراد مناسب در پستهای این نظام جاسازی شده اند؟ چقدر برای مبارزه با فساد اداری تمرکز صورت گرفته است؟ وقتی رییس جمهور، خود میپذیرد که در ارگ ریاست جمهوری هم فساد وجود دارد، این نشان میدهد که ضعف از نظام نه بلکه ناشی از مدیریت این نظام بوده است.
من فکر میکنم اگر نظام تغییر کند و مشکل مدیریتی از بین نرود و باز همین افراد با ظرفیت پایین بیایند و نظام را در دست بگیرند، معلوم دار است که باز هم همین مشکلات را خواهیم داشت و تغییر نظام هم نمیتواند این مشکلات را حل کند.
نظر شما در باره نظام پارلمانی چیست؟
روشن است که نظام پارلمانی یکی از بهترین شیوههای دموکراسی است و تا کنون نمونههایی موفق هم داشته است. ولی تطبیق آن در شرایط کنونی افغانستان، مشکل به نظر میرسد. این که مثلاً والیها یک مقدار اختیارات بیشتر داشته باشند، حرف درست است اما به این نکته توجه کنید که وقتی هنوز در منطقه، افراد زورمند و مسلح و کسانی که کمتر از قانون پیروی میکنند، حاکم اند، والی از کدام قشر انتخاب خواهد شد؟ از قشر محروم یا از زورمندان؟ روشن است که مردم باز هم زیر فشار آنها، برای آنها رأی خواهند داد.
نکتهی دوم این است که واگذاری اختیارات گسترده به والیها باعث میشود ولایاتی که امکانات دارد، غنیتر شود و ولایتی امکانات و منابع عایدتی ندارد، تحت فشار اقتصادی و قدرت مرکزی قرار بگیرند.
گروههای اپوزیسیون میگویند وقتی تکثر مدیریتی وجود داشته باشد، احتمال فاسد شدن نظام کمتر میشود. به باور آنها واکنش تند رییس جمهور کرزی در افتتاح سال دوم مجلس، نیز به دلیل تکمدیریتی نظام است؟
آزیتا رفعت: واکنش رییس جمهور نشاندهندهی این است که اولاً وی به دموکراسی و آزادی بیان باور ندارد. ثانیاً نشان دهندهی بیخبری رییس جمهور از قانون اساسی است. زیرا قانون اساسی اجازه تلاش برای تغییر نظام را به احزاب سیاسی داده است. هم چنان رییس جمهور باید به دیدگاه هر سه قوا احترام داشته باشد.
من نمیگویم که نظام هرگز تغییر نکند. دیدگاه ما این است که بلی، نظام باید تغییر کند اما زمانی که بسترسازی مناسب برای تغییر ایجاد شود. من قبلا هم گفتم که این خواسته، بر حق است. اما آیا با بسترسازی، به سوی تغییر برویم با بدون آن؟
واکنش رییس جمهور نشاندهندهی این است که اولاً وی به دموکراسی و آزادی بیان باور ندارد. ثانیاً نشان دهندهی بیخبری رییس جمهور از قانون اساسی است. زیرا قانون اساسی اجازه تلاش برای تغییر نظام را به احزاب سیاسی داده است. هم چنان رییس جمهور باید به دیدگاه هر سه قوا احترام داشته باشد.
تصمیم گیرنده نهایی رییس جمهور نیست، بلکه مردم افغانستان است. اگر فردا مردم افغانستان با آگاهی این نتیجه برسند که این نظام تغییر کند، باید به خواسته بر حق آن توجه شود. واکنش تند رییس جمهور نشان دهنده ضعف وی میباشد. نباید به هواداران تغییر نظام، با تندی پاسخ داده شود، بلکه با استدلال میتوان مسئله را حل کرد.
گروههای اپوزسیون با اشاره به اختیارات گستردهی رییس جمهور در قانون اساسی، آن را زمینهساز استبداد میدانند. نظر شما چیست؟
برداشتها از این نظام بسیار متفاوت است. ما نمیخواهیم از نظام فعلی و رییس جمهور دفاع کنیم. ولی این نکته را نباید از نظر دور داشت که قانون، اختیارات بیحد و حصر به هیچ کسی نداده است. اما برداشتها و تفاسیر از قانون و ضعف مدیریتی باعث شده است که یک فرد در رأس همهی کارها و همه چیز در دست او باشد. ورنه در قانون اساسی همه چیز به صورت بسیار مشخص واضح آمده است. اگر حاکمیت قانون وجود داشته باشد و دولت متعهد به مبارزه با فساد دارای باشد و فرهنگ مُجازات و مُکافات در افغانستان پیاده شود، من مطمئن ام که نظام ریاستی میتواند در شرایط فعلی افغانستان پاسخ گو باشد.
ما باور داریم که اگر در مدیریت کشور، اصلاحات لازم صورت بگیرد و حاکمیت قانون تضمین شود، تغییرات عمده نیز پیش خواهد آمد. در تغییر مدیریتی، چهرهها بر اساس مصلحتها نه بلکه براساس اندیشه و لیاقت خواهند آمد. اگر با چهرههای کلان، برخورد قانونی صورت بگیرد و حکومت افغانستان در مورد شیوههای کاری و برنامههای خود تجدید نظر کند، حتا با وجود کرزی نیز میتوان از لبه پرتگاه برگشت.
با توجه به نکاتی که یاد کردید، حزب شما در صفبندیها، به کدام دسته مربوط میشود؟ موافقان یا مخالفان حکومت؟
آزیتا رفعت: برداشت از اپوزسیون در افغانستان بسیار متفاوت است. اپوزسیون میتواند تکمیلکنندهی یک نظام باشد و ما میخواهیم در همین جایگاه باشیم. یعنی در کنار نقد، از کارهای مثبت حکومت نیز حمایت میکنیم.
واضح است که ما اپوزسیون هستیم. اما اپوزسیونی که تنها نقد نمیکنیم بلکه در کنار نقد، برنامهها و پیشنهادهای مشخص در راه اصلاح و بهبود نظام و شرایط زندگی مردم داریم.
برداشت از اپوزسیون در افغانستان بسیار متفاوت است. اپوزسیون میتواند تکمیلکنندهی یک نظام باشد و ما میخواهیم در همین جایگاه باشیم. یعنی در کنار نقد، از کارهای مثبت حکومت نیز حمایت میکنیم.
شما هم در نشست برلین دعوت شده بودید؟
نخیر، ما دعوت نشده بودیم. بر اساس قانون اساسی، هر حزب میتواند دیدگاههای خود را با مردم و سایر نهادها شریک بسازد. ما تلاش داریم برنامههای خود را از کانال کاملا افغانی پیاده کنیم؛ البته از پشتیبانی کشورهایی که با افغانستان منافع مشترک دارند، نمیتوان چشمپوشی کرد.
در بارهی شرکت جبههی ملی که بخشی از اپوزسیون است، در کنفرانس برلین چه نظر دارید؟
در قانون اساسی جایگاه احزاب مشخص شده است. اساس تمام عملکردهای ما نیز قانون اساسی افغانستان است. قانونی که همه آن را پذیرفته ایم و یک سند معتبر تقنینی ما به شمار میرود. تلاش ما این است که در همین چوکات قانون اساسی فعالیت کنیم. شرکت سران جبهه ملی در کنفرانس برلین، مربوط به دیدگاه و تفسیر خود آنها از قانون اساسی میباشد و ما به دیدگاه تمام احزاب احترام داریم. زیرا هر حزب سیاسی در چوکات قانون اساسی، آزادیهای خود را دارد.
آزیتا رفعت: ما نمیگویم که تغییر نظام را قبول نداریم. ما قبول داریم که تغییر نظام یک ضرورت است اما زمانی این تغییر پیاده میشود که بسترسازی مناسب شده باشد و مردم با درک درست به سوی تغییر نظام بروند، نه با احساسات.
آیا حزب حق و عدالت، در برنامههای دراز مدت خود برای تغییر نظام کار خواهد کرد؟
نظر به تغییر شرایط، سیاستها نیز قابل تغییر است. اما برای امروز تمرکز و توجه اصلی حزب ما، بیشتر به سایر بحرانهای عمیق است که در جامعه ما جریان دارد. ما فکر میکنیم که پیش از پرداختن به بحث تغییر نظام، باید به حل این بحرانها بپردازیم. زیرا سال 2014 نزدیک است؛ بحران عمیقتر میشود و معلوم نیست که افغانستان بعد از 2014 به کدام سو خواهد رفت. باید بیشتر به حل این بحران توجه صورت بگیرد تا این که انرژی خود را برای تغییر نظام صرف کنیم.
ما نمیگویم که تغییر نظام را قبول نداریم. ما قبول داریم که تغییر نظام یک ضرورت است اما زمانی این تغییر پیاده میشود که بسترسازی مناسب شده باشد و مردم با درک درست به سوی تغییر نظام بروند، نه با احساسات.